یادداشتها، تصویرسازیها،عکسها و داستانهای آرش رنجبران
همدان، مرداد ۱۳۸۷
6 نظر در مورد “همدان، مرداد ۱۳۸۷”
همدان هم واسه خودش قشنگ بید هاااااا.
زیبا و سرزنده.
هویت اون میوه رو هم معلوم میکردی بد نبود.
اینطوری میمونیم تو خماری که آیا آلو بید، که آیا گیلاس بید.
دهنم آب افتاد
بهبه چه جاي خوبيه قشنگ و پر از رنگ پس ما همگي يه سفر ميمايم همدان مهمان شما خوبه؟؟؟
راستي عكس ششم از بالا لاكپشته؟ از كجا آوردي؟ بيارش يه بار سر كلاس آقاي…ببينيم كدوم زودتر خسته ميشن از تكرار!!!!!!!!!!!!!!
هه هه اینجا رووووووووو
خب پس تابستونی رفته بودی جاهای خنک عشق و صفا
روحیاتتو خیلی دوست دارم…
مخصوصا وقتی میری جایی و این جوری عکس میگیری…
میدونی؟
ادمو به زندگی امیدوار میکنن…
میگم:پس هنوزم چیزای قشنگی تو این دنیا پیدا میشه…
باید گشت…
همدان هم واسه خودش قشنگ بید هاااااا.
زیبا و سرزنده.
هویت اون میوه رو هم معلوم میکردی بد نبود.
اینطوری میمونیم تو خماری که آیا آلو بید، که آیا گیلاس بید.
دهنم آب افتاد
بهبه چه جاي خوبيه قشنگ و پر از رنگ پس ما همگي يه سفر ميمايم همدان مهمان شما خوبه؟؟؟
راستي عكس ششم از بالا لاكپشته؟ از كجا آوردي؟ بيارش يه بار سر كلاس آقاي…ببينيم كدوم زودتر خسته ميشن از تكرار!!!!!!!!!!!!!!
هه هه اینجا رووووووووو
خب پس تابستونی رفته بودی جاهای خنک عشق و صفا
روحیاتتو خیلی دوست دارم…
مخصوصا وقتی میری جایی و این جوری عکس میگیری…
میدونی؟
ادمو به زندگی امیدوار میکنن…
میگم:پس هنوزم چیزای قشنگی تو این دنیا پیدا میشه…
باید گشت…
من اين سبك عكس گذاشتنت رو دوست دارم.