با مجله‏هایم شوخی نکن.

مجله‏هایی را که در گوشه ی اتاقم انباشته شده‏اند برمیدارم و ورق میزنم. مجله‏هایی که گاهن صفحه‏های آن‏ها زرد شده است. بعضی از رطوبت خم برداشته‏اند و تعدادی از فشار.
از میان صفحه‏های آن‏ها، خاطره‏هایم بیرون می‏ریزند. چند یادداشت، چند کاغذپاره خط‏خطی، کلیشه‏های چاپ دستی و …
در بین صفحات این یکی چند تکه از کاغذ‏های تست عکاسی جا مانده. کاغذ‏هایی که هنوز خیس بوده‏اند و در بین صفحات مجله خشک شده و به هم چسبیده‏اند.
این مجله را کامل خوانده‏ام. در مترو. آن آقای سبیلو هم زل زده بود به عکس خانم هنرپیشه روی جلد.
این یکی از آن‏هایی است که طبق عادت خریده‏ام و خواندنش را به بعد موکول کرده‏ام. بعدی که هیچ‏گاه نیامده. مطالب داخل آن هنوز برایم تازگی دارند.
و این، که در آن روز نحس در کیفم بود.
.
.
آن دو تا چه جلدهای خوبی دارند.
یک قبض رسید بانک پیدا کردم. آن زمان چقدر پول داشتم!!! خوش به حالم!
کاغذهای کالک برای عکاسی کلیشه چاپ سیلک.
و تعدادی طراحی که دیگر مانند آن‏ها را نمی‏توانم بکشم.
.
.
.
.
.
خداحافظ مجله‏های قدیمی.

۲ نظر به «با مجله‏هایم شوخی نکن.»


  1. باد ، شاید تنها باد بداند که انسانها در زمزمه های پنهانشان چه رازی را نهفته اند…..!

  2. مينا:

    توجه داشته باشيد ، كلمه گاهن غلط است و در زبان فارسي وجود ندارد . گاه يك كلمه فارسي است و تنوين به انتهاي كلمات عربي متصل مي‌شود.

نظر دهید

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0