طمع

باران باریده بود.
دست بردم تا تکه‏ای از آسمان را که بر زمین افتاده بود، بردارم.
چین خورد و لخته‏ی نور از دلش فرار کرد.

۴ نظر به «طمع»

  1. hamidreza:

    khile khob booood …. bedone naghs

  2. Arash:

    oh…wot…ferpect


  3. تکه ای از آسمان وبلاگتان را به این رنگ درآورد؟!!!!

  4. مينا:

    متاسفانه خرماهي بيچاره در شرف غرق شدن است…خدا رحمتش كند،خوب خري بود!

نظر دهید