طمع

باران باریده بود.
دست بردم تا تکه‏ای از آسمان را که بر زمین افتاده بود، بردارم.
چین خورد و لخته‏ی نور از دلش فرار کرد.

4 نظر در مورد “طمع

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می توانید از این تگ های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>