سرریز

دوست را، زمانی که تو را بشکند؛
و آشنا را، آن وقت که نشناسدت؛
و خواب را، آن زمان که سیر شوی؛
و نیاز را، هنگامی که نیازیش نیست؛
و کتاب را، زمانی که خوانده شد؛
کار را، زمانی که خسته ای؛
و کار را، به هنگام خواب؛
و صبر را، وقتی که پر شود کاسه اش؛
و زمان را، که تمام شد؛

زمان را، زمانی که زمانش به سر رسید؛
و سر را، آن هنگام که زیاد است؛
و مرگ را، که مرگ بر او باد؛

دوست را، زمانی که در آغوش میگیریش؛
و آشنا را، هنگامی که سلامش می کنی؛
و نیاز را، به هنگام نیاز؛
و آسمان را، به هنگام باریدن؛
و کار را، …؛
و صبر را، آن هنگام که جرعه جرعه سر می کشی؛
و زمان را، که در آن رها می شوی؛
و عشق را، وقتی که جستجویش می کنی؛
و عشق را، که اگر بیابی … .

4 نظر در مورد “سرریز

  1. Khabo vaghti khastam, duosto vaghti ke der moshkel hastam, zamano vaghti ke dir kardam sabro veghti ke gir kardam doust daram..:)…Eshgho vaghti ke bikaram, karo vaghti ke eshgh daram, ve margo vaghti ke hich kodoumo nadaram doust daram..:)…doustet daram.. behrouz..istanbul

  2. پاییز
    برگهای زردو قرمز
    سردی هوا
    کوچه های تنگ و بن بست
    گرما
    آمیخته شدن
    بهار

    زمستان

  3. خوبه من خوشم میاد که هر بار میام اینجا سر بزنم شک و شمایلات اینجا عوض شده…خیلی خوب هستش این،تنوع طلبی و حسن ذوق و هنر شما را ارج می نهیم./

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می توانید از این تگ های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>