ماهی خانوم!
قورباغه ی ساکن پایین رودخانه دارد سه گاه می خواند. احتمالا دوباره آب جهتش را گم کرده است. چندی پیش که آب چپ می رفت، دشتی می شنیدم. خلاصه اینکه خودت را به دست آب نده که معلوم نیست به کدام سمت خواهد رفت.
از تو چه پنهان، من هم چند روزی است که مسیرم را گم کرده ام. افسارم را داده ام دست باد که هر جهت خواست ببرد. نگو که انگار باد هم با ما سر ناسازگاری دارد. یک بار سر از منطقه ی بازیافت زباله در آوردم. پیرزن کدوی قلقله زن هم که خود را سپرده بود دست کدو، آنجا بازیافت شده بود. چشم ما که غیر از ماهی چیزی نمی بیند ولی به چشم خواهری، خوب چیزی شده بود.
افسار باز هم دردسر است.
کاش آقاهه افسارم را دوباره به درخت کنار رودخانه می بست.
کاش قورباغه ی ساکن پایین رودخانه، همایون می دانست.
سلام
ما که گم کردیم دستگاه و گوشه این شعر و سرود را !
شاید لبخندی مهربان باز بیادمان آورد!
سر و سرودش را !
na faghat webloget ro khondam o az jaie dgei nemishnasamet vali chon khodam art mikhonam az tasvir saziat khosham oomad va iadam nis az koja famili to midonam
میدونی پدرم رومد یعنی چی؟
پدرم درومد تا پیجت لود شد….خیلی سنگینه گرافیست جان
خیلی
تصویرساز یات عالییییییییییییییهههه
کاش میشد این ماهی خانم بلا رو میدیدم:-)