ناگهان، غافلگیر ۲

angel
خوب انسان جایزالخطاست! من ناگهانی رفتم و غافلگیرش کردم و دیدم که طرح قبلی که فقط بر اساس تخیلات و ساخته ی ذهن اینجانب بود، اشتباه است. مجبور شدم پاکنویس کنم. ایده ی نازنینم داشت به باد می رفت. از همین جا طرح قبلی را کاملن نفی می نمایم. (رجوع شود به یادداشت قبل).

9 نظر در مورد “ناگهان، غافلگیر ۲

  1. حواست باشه خيليم يهويي نري سراغشون… ميگن بيشترشون جماعت نسوانن. يه يالله بزن…

  2. بیدار شده ام روزها و شبها…هرچه با کلمات بیشتری اشنا می شوم توخالی تر میبینم و هرچه توخالی تر می بینم بی تفاوتتر میشوم..زمان مرا به انچه میخواهد میبرد در حالی که من انچه را که دوست دارم میخواهم…با کلمات دست دوم بجستجوی دل های تازه نمی رود عشق..باید که کلمات را دل ها را دوباره شست../..در پیاده روی یک خیابان از جعبه ی تازه اش بیرون اوردم * دوستت دارم *را _اکنون در درون یک جعبه دراز کشیده در کنارش دو عروسک که روی شکلات ایستاده اند…ایا در خواب عمیق هستی قرنفیل / از پنجره به داخل نگاه کن نخوابیده ام….بهرور/استانبول..

  3. سلام.
    به نظر ما دو جاي اين كار شما اشتباه بود:
    ۱.شايد فرشته كلي طرح و برنامه و تدارك براي امدن شما ريخته بود و او ميخواست شما را غافلگير كند كه همه ي نقشه هايش را نقش بر اب كرديد…
    ۲.ما فكر ميكنيم لذت ديدار در وقت معين مزه ي ديگري دارد كه عطش انتظار را فرو مينشاند و شما با اين كار ان لذت را از او گرفتيد تا خودتان لذت ببريد كه او را در لباس خواب ببينيد(!)اما ديديد كه…

  4. چه فرشته دوست داشتنی تو دل برویی شده . ما را به مرز شکوفه زدن رسوندن بس که از این فرشته های وسمه ای پر قر و قمیش نشونمون دادن .

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می توانید از این تگ های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>