الاغ کدخدا و مادیون همسایه
به تازگی در تئاتر لیلی و مجنون، نقش لیلی را گرفته است. (فقط به دلیل اینکه در طایفه خرها، رسم نیست که دختر تئاتر بازی کند و البته هیچ خر دیگری هم حاضر به بازی این نقش نبود. خر: “عاشق نیستند که مفهوم لیلی را درک کنند. خرند!”)
پدر او را «عر» کرده است! می گوید:”دلمان خوش بود که پسر داریم! خیر سرش رفته است نقش دختر در تیاتر گرفته است! آن هم نقش یک آدم! مگر از خریت چه بدی دیده است؟ مگر قصه ی فولکلوریک خودمان چه اش بود؟ «الاغ کدخدا و مادیون همسایه» مگر چه عیبی دارد؟ عاشق شده است؟ به ریش عمه اش خندیده است. حیف جو سوخته! امشب که پیش بزها خوابید، خر می شود و می فهمد که دیگر نباید از این نیشکر ها قورت بدهد! گشنگی نکشیده است که عاشقی از یادش برود.”
توضیح: گشنگی نوعی ماده ی مخدر است که تا حدودی فراموشی و توهم ایجاد می کند. البته درجه ی اعتیاد آن، از تشنگی بیشتر است.
پانوشت، به قلم خر: خوب شد یادم افتاد، تولد عمه جان نزدیک است. بد نیست برایش ژیلت بخرم! ژیلت خوب از کجا بخرم؟ فکر نمی کنم بزها بدانند.


آبان ۲۹م, ۱۳۸۶ ۱۱:۵۰ ق.ظ
سلام ارش ما…
خوبيد؟
خوب ما خيلي شديد خر را دوست ميداريم…
از همان جايي بايد ژيلت بخرد كه براي خودش خريده تا نقش ليلي را بازي كند!
بالاخره ليلي كه ريش نداشت…داشت؟
به خر جان ما بگوييد كه بگذاريد بقيه خرها به خريتشان ادامه بدهند…شما كه عاشقيد…پس اهميتي ندارد…
گشنگي كشيدن هم از مشتقات عشق است…
فقط ما يك سوال داريم…عر كردن والدين خرها به اندازه ي عاق؟اق؟ كردن والدين ادمها گناه دارد؟
يعني اگر خرها عر بشوند ميروند توي جهنم؟
آبان ۲۹م, ۱۳۸۶ ۹:۴۶ ب.ظ
Be onvane kasi ke az in dourha harchand ne mikhad to dastane asheghaneye khariyathaye khare shoma ( bebakhshid) dekhalet kone..vali yadam oftad goftam ke ghesmat konam ba shoma; akhe khare dadeh boud rou ghabresh neveshteh boudan: Migoftam marizam bavar nakardid..hala didid …! ..Montazerim edame bedid lotfen, dare jaleb mishe dastan ghabl az inke kasi mariz beshe albatteh ..khoday nakardeh..!.. hala mikhaym taatr bebinim…!… istanbul / Behrouz
آبان ۳۰م, ۱۳۸۶ ۲:۰۴ ب.ظ
Hala ke harfe mezar ina shod inam ye shere gashang az douste azizam shaer tork ke be farsi ve ingilisi tarjomesh kardam vasatoun miferestem..Harchand ehsasat kharaki ve asheghanast…….
Zire
ye derakhte beh
age miboud
mazarem
che khoub boud.
Hey miamadı-o mirafti
rou khakam (delam) pa mizashti
jam mikardi behha ro
man amma nemitounestam.
Ya inke age
ye derakhte beh
miboud
mazarem
hey miamadi-o mirafti
jam mikardi behha ro
amma man, nemitounestam
(Naci KASAPOĞLU Türk şairi)
Translated by : Behrouz Dijourian
If
under a quince tree
was my tomb
you frequently came and went
put your steps on my earth (heart)
collected quinces
But I could not
Or if
a quince tree
was my tomb
you frequently came and went
collected quinces
I could not, but.
-۲۰۰۷/Istanbul
آذر ۱م, ۱۳۸۶ ۱۱:۲۳ ب.ظ
والا من دچار دوگانگي شدم .اين از خريت پدر بود كه نفهميده يا از خريت پسر كه اين نقش رو انتخاب كرده .؟.