من در این دنیا غریبم. من در این دنیا…
امشب از سر بی حوصلگی، داخل یاهو ۳۶۰، دوست به دوست گشتم و کسانی را پیدا کردم که حتی فکرش را هم نکرده بودم! همکلاسی هایی که حتی خودشان از خودشان هم خبر ندارند! به سختی می شود هویت ها را تشخیص داد، گاه از اسم، گاه از اسم کوچک و اختصار فامیل، گاه از عکس و گاه از هیچ. اما باز می توان حدس زد. از بچه های دانشگاه، شاید تنها یک یا دو نفر در لیست دوستان من باشند. از یک نفر، دست کم ده نفر را پیدا کردم. تا حدودی برای آن ها افسوس می خورم و بیشتر، برای خودم. نمی دانم به لیست اضافه شان کنم یا نه! فعلا دنیا را به حال خودش می گذارم. شاید به همین خاطر است که فهرست دوستانم از ۲۰ نفر تجاوز نمی کند.
ذهنیات مسخره ام بلند شده اند. باید به سلمانی بروم و اصلاحشان کنم.


آذر ۲م, ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴ ق.ظ
دوس جون من سلام. چند روزی احوالت را نگرفته ام. خیلی بد شده ام. آدمها وقتی از خودمان خسته می شوند که اکثر اوقا هم همینطور است می روند داخل سایتهایی مثل ۳۶۰ یا … که به قول کامپیوتریها سایتهای شبکه اجتماعی. من فکر کنم نه اینکه کلا ذات این دنیت یه طوریه که به آخر الزمان نزدیک میشه مردم تو خودشون یه خلئی احساس می کنن که همین مثلا ۳۶۰ بازیه یا ارتباطات بیشتر. نمیخوان تو ذهنیت که ما تنهاییم در این دنیا باقی بمونن و این یه چیز طبیعیه. ما هم میریم جابلاگی میزنیم چند ماه دیگه همه مدیون ما میشن. دو نقطه دی. لوسم چقد!!!
آذر ۲م, ۱۳۸۶ ۱:۲۰ ب.ظ
اوه پسر ! این ذهنیات مزخرف نیست…نیست…
آذر ۲م, ۱۳۸۶ ۲:۰۰ ب.ظ
من بهت پیشنهاد میکنم اضافه نکنیشون…نهایتا اگه خیلی دوست داری براشون یه” چطوری” خشک و خالی بنویسی تا ببینی خودشون چه حرکتی از خودشون نشون میدن…
البته این نظر منه..منم حرف زیاد میزنم
آذر ۴م, ۱۳۸۶ ۱۲:۲۲ ب.ظ
سلام…
خوبيد؟
ميدانيد؟
ما فكر ميكنيم هيچكس در اين دنيا غريب نيست…به جان مادرمان!
چرا فكر ميكنيد بايد برويد سلماني؟
بعضي ها با ذهنيات بلندشان خيلي هم خوشگلتر به نظر ميرسند!
البته ما كه نميدانيم ذهنيات شما چه جوري هستند!
فرفري؟…صاف؟…مجعد؟…
اني وي…
ميدانيد؟روي هر كسي نميتوان اسم دوست گذاشت!
البته اين هم نظر ماست اگين!