قلب دوم

گونه های خر به رنگ لبو های داغ زمستانی درآمد. اما از این کار خوشش آمده بود. با چشمان باز به چشمان بسته ی ماهی خیره شد و به کارش ادامه داد. احساس کرد که گوش هایش از همیشه بلند تر شده اند. حس ملسی بود. قلبش تند تر و تند تر میزد. درد گرفته بود. نفسش به شماره افتاده بود. اما چه قدر عجیب . قبلا این حس را به طور خیلی ضعیف تر تجربه کرده بود. و این زمانی بود که برای اولین بار در رودخانه اجابت مزاج کرده بود! تا به حال انقدر ضربان و درد قلبش به این شدت نبود. و از همه عجیب تر این بود که  متوجه شده بود، دو قلب دارد و قلب دیگر در پای عقب سمت چپش افتاده است. و البته قلب ثانی اش شدیدتر درد میکرد. شنیده بود که پا قلب دوم است و باور نمی کرد. قلب ثانی اش تیر کشید. کاسه ی داغ تر از آش شده بود.
لبانش نا خود آگاه از لبان ماهی باز شد و به سمت عقب برگشت و نعره ای کشید. یک سگ بخت برگشته که در آن اطراف به خیال یک طعمه ی چرب، کمین کرده بود، پای خر را گاز گرفته بود. اما انگار نمی دانست که نباید به پشت خر ها نزدیک شد. تا ۳۰ ثانیه ی دیگر قمر هشتم مشتری را هم رد خواهد کرد.
خر کمی پایش را لیس زد و ناگهان به یاد ماهی افتاد. سریع سرش را به طرف رودخانه برگرداند. ولی چیزی ندید. سرش را درون آب فرو کرد و به دنبال ماهی گشت. ماهی را ندید.
به یاد نعره اش افتاد. ماهی ترسیده و گریخته بود.

یک نظر به «قلب دوم»


  1. اه . سگ مزاحم. ولی خیلی حال داد همچین الاغه شــــــــــــــــــــــــــــــوتش کرد کره مریخ :DDD

نظر دهید

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0