فقط جوراب پای چپم سوراخ است!
چند وقتی است که حس می کنم گوش هایم درازتر شده اند! البته گوش چپم کمی هم می خارد! به تازگی رنگ ها را آنگونه که هستند نمی بینم. کوررنگی؟ نه. اگر کور رنگ بودم نمی دیدمشان. ولی اگر کسی بیشتر ببیند، چه باید صدایش کرد؟ در ذهنم چمن سبز کرده است. خوش به حال خری که همیشه آنجا می چرد. کله ام خاصیت آهنربایی یافته. البته به جای آهن، گرما جذب می کند. حتا مقداری از این گرما را به انگشتان پاهایم قرض نمی دهد. سلول پانصد و هشتاد و شش میلیون و سی و سوم معده ام غرغرو شده است. مرتب به من نق می زند که “چرا همه ی سلول های دیگر را به نام صدا می زنی و مرا به شماره.”. نمی دانم چرا هیچ وقت به این فکر نکرده است که فقط او را اینگونه صدا می کنم. تقصیر او نیست. تا به حال به او نگفته ام که او را از همه و حتا از خواهر دوقلویش بیشتر دوست دارم.


دی ۱۸م, ۱۳۸۶ ۳:۴۷ ق.ظ
من اما جوراب پای راستم پاره است! خورشید میگه قانقاریا میگیرم! اگه راست بگه تو هم میگیری!
دی ۱۸م, ۱۳۸۶ ۳:۵۲ ق.ظ
خوش به حالت تو ذهنت چمن سبز شده، تو ذهن ما علف هرز هم نمی روید… خرتو بفرست اینور ذهن ما رو هم یه صفایی بده…
دی ۱۸م, ۱۳۸۶ ۳:۳۳ ب.ظ
از خوردن گوشت اسب پرهیز کن!
دی ۲۱م, ۱۳۸۶ ۱۲:۴۳ ق.ظ
هی خر ماهیه گوش دازه آستیگمات پیوند شدی به یه چیز جدی!
دی ۲۱م, ۱۳۸۶ ۸:۲۷ ب.ظ
متاسفم
دی ۲۷م, ۱۳۸۶ ۱۰:۰۷ ق.ظ
نگاه دقیقی داشته باشید تا بار اضافی حمل نکنید