بز

Goat

خلقتی در حال رخ دادن بود. ولی همچنان نهارش را می خورد و مرا مثل بز نگاه می کرد.

۱۰ نظر به «بز»


  1. من عاشقم!
    هان؟
    آهان…
    جملَمو کامل میکنم:
    من عاشقِ تصویرسازیای شمام!
    هِی! من که استعدادشو ندارم!
    مممم… راستی… اون آدم برفیا بود… چیزه… اونو پرینت گرفتم زدم پشت در اتاقم! بی اجازه… با اجازه …!

  2. Arash:

    man mordeye oon boz tahiam ba oon raado barghash. perfect


  3. دست آخر همه ی خلقت را نشخوار کرد و خندید


  4. دوست داشتنی و مهربان!


  5. سلام.ببین من با اجازه تو رو به پیوند های وبلاگم اضافه کردم.
    + خیلی چشمای گیرایی داره این بزه.
    در ضمن علشق اون دمه کوچولو هستم(دمه خره رو می گم)که از پایینه کادر اومده بیرون.


  6. یه جوری آدمو نگاه میکنه که آدم به خودش شک میکنه!!


  7. خیلی خوب و جالبه.
    فقط اینکه اگه ما بخوایم ایمیلمون منتشر شه چی؟؟؟


  8. شايد خلقت در حال رخ دادن خودت بودي .


  9. عجب نگاهی که در خلقت خود بی پایه نشخوار کنندگان را می مانست.

  10. مينا:

    آرش جان.من يه نكته‌اي را نفهميدم ، چرا اون بز پس زمينه خودش بزه معموليه، ولي سايه‌اش بز آشوريه؟
    كدوم دارن خلق مي‌شن بز معمولي يا بز آشوري؟

نظر دهید