16 نظر در مورد “نوشهر، چالوس، اسفند ۸۶

  1. میدونم منتظری بگم جای من..
    نمیگم..چونکه عشق جای خالی پر نمیکنه..جای خالییش پرنمیشه..!

    بهروز..

  2. از پس روزی دراز..
    از پس روزی خسته کننده فرسوده مملو از ملاقاتهای دور از صمیمییت و شیب و فراز..
    همچون سقوط ازاد از یک پرتگاه خود را در یک خلا احساس میکنی…و مانند تمامی خلاها و بهانه ها عقلت به کسانی که دوستشان میداری به کسی که دوستش میداری پناه میبرد..

    دلتنگی از قعر بی عمق بروی اب میزنذ
    اما تنها محببت است که شناور است..میتواند که شنا کند..
    و سپس دل ساکت سطرهایت را اگاه میکندکه:
    ” عشق جای خالی پر نمیکند..جای خالییش پر نمیشود”

    بهروز/ استانبول
    http://www.antoloji.com/behruz_dijurian

  3. After get rid of a long, intensive and tıred day,
    after get ride of empty of love and full of unsincerely visitings people day,
    as like as falling free from a cliff, you find and feel yourself inside an emptiness.
    and as like as all emptinesses and excuses your ”mind” refuges to your lovers – to your love.

    Nostalgia comes out from its unbottom deep, but just love swims – can swim
    and then silent hurt that follows and feels your sentences warns:

    ” Love does not fill the emptiness
    its emptiness can not been filled ”

  4. عکس چهارم خیلی خوب بود … قاب هزار بار دیده شده که به فکرم هم نمی رسید بتونه عکس محشری بشه … نورش خیلی خوبه …
    جای خالی … دلتنگی همراه همیشگی است .

  5. لحظه شاد ِ سكوت و لحظه ساده صبح
    ديدن ِ سيب و گل و سبزه و ساغر با هم
    اندرين دِ ير ِ خراب و ره ِ بي نام ِ كبود
    رستن ِ سنبل و خار و من ِ رسوا با هم

    آن لحظه خوش ،‌خوشتر بادت

    تقديم با احترام مصطفي اسدي

  6. نوروزتان دیروز دیروزتان امروز امروزتان هر روز
    اعلام پاسخ مسابقه و برندگان آن فردا همین ساعت در اندرمیان

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می توانید از این تگ های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>