خرگوش‏نامه

توی گوشم آب رفته است. سرم را زیادی زیر آب فرو بردم. دیگر این کار را نخواهم کرد.

فیل‏ها هم روزی صبر خود را می‏بازند.

Elephant

تا به حال داستان فیل بیچاره را برایت تعریف کرده‏ام؟

همیشه آرزو می‏کرد که کاش کمی بزرگتر بود. البته کمی با خاراندن دماغش مشکل داشت. اما هیچ وقت شکایت نمی‏کرد. زیاد هم سرما می‏خورد؛ چون آب‏بازی را دوست داشت.

یک روز هنگام آب‏بازی، در آن سوی رودخانه، زیباترین فیل روی زمین را دید. هفته‏ها و ماه‏ها، زیبایی را به چشمان خود می‏دید و از کنار رودخانه تکان نمی‏خورد.

این ماجرا گذشت تا اینکه آن سوی رودخانه دهی بنا شد و دوست من دیگر جز سگ و گاو و مرغ و تعدادی از اقوام ما، چیزی ندید.

شبی در کنار درختی به خواب رفت. باز هم آن سوی رودخانه دلیل تمام دلتنگی‏هایش را دید.

این بار از رودخانه رد شد و دیگر بازنگشت.

آخرین خبری که از او دارم این است در کنار همان درخت، هزار و دویست و سه عدد کرم چاق و تپل داخل جمجه‏اش پارتی گرفته‏اند. تنها فرق من با او این است که فقط صد و نوزده کرم در جمجمه‏ام جا می‏شوند.

دایره لغات کوچک تو

ماهی خانوم، امروز همه چیز را شستم!!! پالان قرمزم را که سس رویش چکیده بود و هنگام شستن، آب رودخانه را شبیه شربت توت‏فرنگی می‏کرد؛ و پالان سفیده که الآن صورتی شده. سم‏هایم را، گوش‏ها و دماغم را! تمام ظرف‏های آقاهه را هم شستم. بگذریم که هنوز سم‏هایم قدرت شستن ظرف را ندارد و چند تایی لیوان را خورد کرد! آقاهه دعوا هم کرد، ولی بعدا خودش ۴ عدد بشقاب شکست که از خجالت رویش نمی‏شود در چشمهایم نگاه کند!

طویله را شستم و آبشخور را. چرک‏های کف دست آقاهه را هم شستم که البته از بابت این یکی، یک کتک حسابی خوردم.

از همه سخت‏تر، شستن مزرعه یونجه بود. امروز فقط هشت هکتار را شستم که هوا تاریک شد. بقیه‏ی سی‏و‏پنج هکتار را فردا می‏شویم.

اصلا می‏دانی شستن یعنی چه؟