حس می کنم تمام شخصیت هایی که می کشم، یه جورایی دارن شکل خودم میشن. فقط مونده که دو سه شب دیگه هم درست و حسابی نخوابم تا چشم هام هم مثل اونا قلمبه بزنه بیرون. دیگه تقریبا همه، کارهای منو به طور اتوماتیک می شناسن!
چند وقته که طراحی نکردم. مداد و کاغذم همیشه پیشمه، ولی یادم نیست که وقتمو کجا گذاشتم.
تو ندیدیش؟
اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۶، آرش
دسته بندی شده در تصویرسازی، یادداشت
۲ نظر »
دیروز بعد از ۱۰ روز، جشنواره گرافیک دانشگاه سوره، “سوره ی تماشا”، تموم شد و من جزو ۶ نفر برگزیده ی جشنواره بودم. روز خوبی بود. اولین نمایشگاه گروهی رو تجربه کردم، دوستهای خوبی بین اساتید دانشگاه پیدا کردم (

) و کارم هم انتخاب شد. امیدوارم بتونم کارهای خیلی بهتری انجام بدم.
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۶، آرش
دسته بندی شده در تصویرسازی، یادداشت
۳ نظر »