تشکرات خاصه، جلد اول

تشکر می کنم از نوار، که پتانسیل بالایی داره و با اضافه کردن صفت و اسم به تهش معانی زیادی پیدا می کنه. به خصوص تشکر می کنم از نوار چسب، نوار مغناطیسی و …
تشکر می کنم از اکبر آقا، میوه فروش محله، که همیشه منو شاداماد صدا می کنه.
تشکر می کنم از ماهی که قراره به زودی به خر جواب مثبت بده.
تشکر می کنم از خر، که حتی فکر خود کشی با مسهل، به فکرش هم خطور نکرد.
تشکر می کنم از پروفسور که امروز به جای خر اسهال شد و بعد از ظهر ما رو از کسل کنندگی نجات داد.
تشکر می کنم از شرکت آب و فاضلاب، که البته آب لوله کشی تمیز به خونه ها میاره.
به خصوص تشکر می کنم از لوله های فاضلاب.
متشکرم از آسفالت خیابون.
متشکرم از سن ایچ که شامپو های خانواده ی چسبناک می سازه.
تشکر می کنم از اینترنت پر سرعت ۲ مگابایت در ثانیه که حداقل اجازه خواب دیدنش رو به من میده.
تشکر می کنم از خواب که ۹۰ درصد عمرم رو با خوشی همراه کرده.
تشکر می کنم از انواع آفت (به سکون ف) دهان، که اجداد بنی بشر رو مجبور به رژه رفتن در مقابل چشمانش می کنه. (حداقل دو سه تا از اجدادم رو شناختم!!!)
متشکرم از اتاق رژی و تمامی دست اندر کاران برنامه.
تشکر می کنم از شبکه ی دو که فیلم هارولدلوید نشون میده.
متشکرم از تمامی همسایه های عزیز که هر از چندگاهی تو سروکله ی هم می زنن و کمدی اسلپ استیک درست می کنن تا بیکار نباشیم.
تشکر می کنم از انگشتم که خیلی به دردم می خوره.
تشکر می کنم از مادر نداشته ی سیاست، چون از خودش دل خوشی ندارم.
تشکر می کنم از افکار خوشمزه ی آخر شب.
متشکرم از تمامی سوسک هایی که من امروز کشتم، به دلیل همکاری هایی که با من داشتن.
و در آخر تشکر می کنم از سوراخ دیوار. (همینجوری!)

حرف دل است. با چشم عقل نخوان!

برگ را به سبزینه اش بخشیدیم و گاو را به گوساله اش. جاده را به اتوبان بخشیدیم و آسمان را به ستاره اش. مداد را شکستیم و کاغذ را مچاله اش. عروسیش را رقصیدیم و بخشیدیم به رقصنده اش.
موبایل را به اس ام اس نامیدیم و آهن را به مس. بی وفایی را به زیبایی بخشیدیم و بیش را به لِس!
سر به دیوار کوبیدیم و به تیمارستان راه یافتیم و پیراهنی از ابریشم ناب بافتیم و بهر خلعتی، در صندوقچه نهفتیم.
رقم نوشتیم و قدم کِشتیم و گاو نر به گاوآهن بستیم و مرد کهن گشتیم و سعی به گرفتن جوابش گماشتیم و به سایه ی سرایش نِشتیم تا شادی دنیا و آخرت یابیم.
پیچانیدنش از بهر چه بود؟

دلم برایش تنگ شده است.

Salsa (Mamoosh)

خدایا این ناشکری نیست. دلم برایش تنگ شده است. نیم ساعت نیست که فهمیده ام مرده و حالا به اندازه ی تمام یک سالی که با او بودم دلم برایش تنگ شده است. برایش ناراحت نیستم. برای خودم ناراحتم. برای خودم که دیگر رفیق شب بیداری هایم را نمی بینم. و دیگر صدایش در نیمه شب ها بیدارم نمی کند.

حال که می خواهم مثل بچه ها برای همستر مرده ام گریه کنم، باید مادرم را دلداری دهم که برای من ناراحت نباشد. ولی حتی با مادرم هم دعوا می کنم.

دلم برای مموشکم تنگ می شود.

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0