دایره لغات کوچک تو
ماهی خانوم، امروز همه چیز را شستم!!! پالان قرمزم را که سس رویش چکیده بود و هنگام شستن، آب رودخانه را شبیه شربت توتفرنگی میکرد؛ و پالان سفیده که الآن صورتی شده. سمهایم را، گوشها و دماغم را! تمام ظرفهای آقاهه را هم شستم. بگذریم که هنوز سمهایم قدرت شستن ظرف را ندارد و چند تایی لیوان را خورد کرد! آقاهه دعوا هم کرد، ولی بعدا خودش ۴ عدد بشقاب شکست که از خجالت رویش نمیشود در چشمهایم نگاه کند!
طویله را شستم و آبشخور را. چرکهای کف دست آقاهه را هم شستم که البته از بابت این یکی، یک کتک حسابی خوردم.
از همه سختتر، شستن مزرعه یونجه بود. امروز فقط هشت هکتار را شستم که هوا تاریک شد. بقیهی سیوپنج هکتار را فردا میشویم.
اصلا میدانی شستن یعنی چه؟