چند وقتیه که دارم توی فیسبوک، طرح پوسترها و کاور سی دی ها و جلد مجله ها رو نقد می کنم. در واقع بیشتر ازشون ایراد می گیرم و به قول بعضیا غر می زنم.
اما بعضی موقع ها چیزهایی هم برای لذت بردن پیدا میشه. چیزهایی که ممکنه توشون ایرادهایی هم باشه، اما خوبی هاش خیلی بیشتر به چشم میاد و تا حدی یادت میره که چه بلایی سر گرافیک داره میاد و با خودت می گی که هنوز هم هست… .
یه نمونه ی خوب، مجله ی چلچراغه!
سهراب و گاندی، زیر سایه درخت، کنار یه جوی آب، نشستن و دارن چایی می نوشن! توی استکان! با سبد پیک نیک و آرامشی که این روزا خیلی از ما فراموشش کردیم. وسیله هاشون کنارشون هست. انگار که مسافرن. از جایی اومدن و دارن به جایی میرن. دو نفر که زنده نیستن و این بیشتر ما رو به این فکر میندازه که ممکنه بهشت این شکلی باشه. فضاسازی بی عیبه. کسی روی هوا نیست. همه چیز به همه چیز ربط داره. حتی لوگوی مجله و تیتر ها با فضای کار غریبه نیستن. همه سر جای خودشون، نقش خودشون رو به خوبی ایفا می کنن. رنگ ها به درستی انتخاب شدن و نورانی بودن فضا چیزی رو اذیت نمی کنه.
البته همون طور که گفتم، ایرادهایی هم هست. مثل بافت قلم مو که به وضوح، تاثیر یه برنامه ی کامپیوتری مثل کورل پینتر (Corel Painter) هست و اگر نبود، شاید خیلی بهتر بود. اما در نهایت این ایراد و چند تا مورد ریز دیگه قابل اغماضن.
این دید تحسین، منحصر به این جلد از چلچراغ نیست. طی این سال ها که چلچراغ رو میشناسم، کمتر کار ضعیفی روی جلدش دیدم. و حتی این خوبی، به طراحی جلد محدود نمیشه و طراحی صفحات این مجله هم جزیی از نمونه های خوب کار مطبوعاتی توی ایران هست.
چلچراغ! امیدوارم که همین طور به کار خوبت ادامه بدی و موفق باشی.

