فلانی، این غزل فال تو بود.

تصویر جذاب و رویا گونه ی تار، از نورهای داخل خیابان، چراغ ماشین ها و چراغانی های عید، از پشت شیشه ی بخار کرده ی ماشین تمامی ذهن مشوشم را پاک می کند. ذهنی که پس از شبی طولانی و بعد از تلافی جانانه ی حضرت حافظ، مشوش تر هم شده است.

هر سال، در این شب بلندِ دیلاق، در یک توفیق اجباری، جناب حافظ، شوخی کمابیش با نمکی با بنده حقیر می نمود و اسباب خنده ی دیگران را هم فراهم می کرد. ما نیز به شادی دیگران شاد بودیم و به همین مناسبت، لفظن، گاه گاهی با ایشان مزاح می نمودیم که “حافظ، پته ی ما را هر ساله، در جمع به روی آب می ریزد”.

لیکن، امشب که به قصد جنگ با وی، شمشیر را از رو بسته بودم، آنچنان  خلع سلاحمان کرد که تا به الآن که این کتیبه را می نگارم، هنوز گیج ضربه اش هستم.

چشمانم در خواب شناورند و من که به منزل رسیده ام، هنوز شوخیِ جدیِ حافظ هضم کردن نمی توانم. غزلی که همگان به جای به به و چه چه، به آه و نچ نچ گوش فرا دادند و در آخر، قرعه به نام من بیچاره زدند که “فلانی، این غزل فال تو بود.”!

یک شب و هرروز

ایده ی آرش خسرونژاد بود که هر دوتامون،توی این آخر هفته، با یک موضوع، وبلاگ هامونو آپدیت کنیم. با یه داستان کوتاه. پیشنهاد می کنم که اول، داستان آرش رو بخونید.
“شب همان روز”

xxx

کلید انداختم و آروم اومدم تو. خونه تاریک بود؛ با این حال چراغی روشن نکردم. خواب بودی و نمی خواستم از خواب بیدارت کنم. صدای خرخرت رو که شنیدم خیالم راحت شد که بعد مدتها خوابیدی. دودستی بالشتو بغل کرده بودی. تو رو هیچ وقت اینجوری ندیده بودم. لباس های خیس از بارونم رو عوض کردم و یک کم بالای سرت نشستم. نگاهت کردم.

تو داری خواب می بینی و من هم دارم تو رو نگاه می کنم.

خیلی وقت بود که ندیده بودم بخوابی. چشمات گود افتاده بود. داشتم نگرانت می شدم. هر کاری می کردم که خوابت ببره، نمی تونستم.

صدای نفس های آرومت رو می شنوم؛ ولی خودم سعی می کنم بی صدا نفس بکشم که مبادا بیدار بشی.

داشتی برام یه جوک تعریف می کردی و یه کلمه در میون هم بلند بلند قهقهه می زدی. این جوک رو ده بار دیگه هم شنیده بودم، ولی انگار بار اولی بود که اینجوری میشنیدم. انقدر خندیدم که دیگه دلم درد گرفت. بعد با همون خنده های تیکه پاره ی بعد از جوک، بلند شدی و برای هر دوتامون شربت آوردی.

از خواب که بیدار شدم، تو نبودی. و باز هم صدای اون تیوی گیم لعنتی. x

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0