خلقتی در حال رخ دادن بود. ولی همچنان نهارش را می خورد و مرا مثل بز نگاه می کرد.
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۶، آرش
تگ ها: بز، تصویرسازی، دیجیتال
دسته بندی شده در تصویرسازی
۱۰ نظر »

خوب انسان جایزالخطاست! من ناگهانی رفتم و غافلگیرش کردم و دیدم که طرح قبلی که فقط بر اساس تخیلات و ساخته ی ذهن اینجانب بود، اشتباه است. مجبور شدم پاکنویس کنم. ایده ی نازنینم داشت به باد می رفت. از همین جا طرح قبلی را کاملن نفی می نمایم. (رجوع شود به یادداشت قبل).
مهر ۸م, ۱۳۸۶، آرش
تگ ها: فرشته، تصویرسازی، دیجیتال
دسته بندی شده در تصویرسازی، یادداشت
۸ نظر »

چطور ممکن است که فرشته ها را با لباس خوابشان ببینم؟ شاید باید ناگهانی بمیرم!
مهر ۶م, ۱۳۸۶، آرش
تگ ها: فرشته، تصویرسازی، دیجیتال
دسته بندی شده در تصویرسازی، یادداشت
یک نظر »