بز

Goat

خلقتی در حال رخ دادن بود. ولی همچنان نهارش را می خورد و مرا مثل بز نگاه می کرد.

ناگهان، غافلگیر ۲

angel
خوب انسان جایزالخطاست! من ناگهانی رفتم و غافلگیرش کردم و دیدم که طرح قبلی که فقط بر اساس تخیلات و ساخته ی ذهن اینجانب بود، اشتباه است. مجبور شدم پاکنویس کنم. ایده ی نازنینم داشت به باد می رفت. از همین جا طرح قبلی را کاملن نفی می نمایم. (رجوع شود به یادداشت قبل).

ناگهان، غافلگیر

چطور ممکن است که فرشته ها را با لباس خوابشان ببینم؟ شاید باید ناگهانی بمیرم!

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0