کاغذ عکاسی

Photograph paper

دامان کاغذ آفتاب مهتاب ندیده را به نور، لکه دار می کنم و فرمان می دهم که “آنچه من می خواهم باش. من باش.” سپس غسلش می دهم به دو آب مقدس، و پس از هر کدام، شستشو با آب پاک. در این روزگار، آب مقدس نیز پاک نیست.

اکنون زمان قضاوت است. زمانی که انگشتان دانشجوی هنر پاک نیست. آلوده به جوهر یا بریده از تیغ. دست کم یک انگشت و گاه بیشتر. و اگر دستانت پاک باشند… وای بر تو.

در این زمان، حاشیه های سپید را در زیر تیرگی پنهان می کنم. نباید آفتاب ببینند. دیگر آلوده نخواهند شد. لیکن پاکیشان مرا آلوده خواهد کرد.

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0