خرنامه: من مدیون شما هستم.

ماهی خانوم!

چند وقتی بود که در جستجوی هویت خود بودم. هویت ناشناخته ای که همیشه آن گوشه ها بود و احساس میشد. اما کشف نشده بود.
از وقتی که شب ها در کنار رودخانه در انتظار شما بودم و هیچگاه خود را نمایان نساختید، وقت زیادی را برای کندوکاو آن موجود عجیب درونی خودم یافتم. (البته در طی این فعالیت بسیار سنگین، دو سه تار از دندانهایم سفید شد.)

اکنون فهمیده ام که گوسفندی بیش نیستم. البته از این که گوشهایم دراز است و همین باعث برداشت غلط بسیاری از اطرافیان شده، کاملا آگاهم و تنها توجیهی که برایم قابل هضم است، این است که احتمالا دچار یک جهش ژنتیکی بسیار نادر شده ام. از این بابت بنده را هیچ تقصیر نیست. اما از لحاظ عقلانی، این اطمینان را حاصل کرده ام که یک گوسفند تمام عیارم.

بدون وجود شما هرگز به این واقعیت (هرچند تلخ) پی نمی بردم. از این که با رفتار خود، در این کاوش مرا یاری دادید، سپاسمندم(!).