وقتت را تلف نکن.

دو ساعت از وقت نازنینم را تلف کردم که مثلا افتتاحیه نمایشگاه است. نهایت یک کیک و ساندیس (که ساندیسش را هم نخوردم) و کمی دمبل دیمبو! کلا با جشنواره ی پارسال تفاوتی نداشت.
هِ هِ! با یک فروند گاگول هم آشنا شدم. خدا به خیر کند. دنیا به چه سمتی درحال دوران است؟
از خودم بدم آمده است. همینجوری. دلیلش خصوصی است.
بگذار مقداری غصه بخورم.
.
.
.
.
غصه ها خیلی زیاد است. وقت تو هم تلف می شود. بقیه اش را بعد از نوشتن می خورم.
مرتیکه ی اخمخ! دلم می خواهد خرخره اش را با دندان های آسیایم بجوم! دندان های اروپایم را هنوز پیدا نکرده ام.
آخر به که بگویم که درد دارد؟ نمی شود گفت. نمی دانم چرا همینطور این غصه ها حجیم تر می شوند!
زیر باد کولر غصه هایم خنک شده اند. بیشتر حس می شوند. نمی دانم چرا. ولی این وقت ها، چرت و پرت زیاد می گویم.
تو چرا می خوانیشان؟ بیکاری؟

 
 
 
 
 
 
 
     
پروفایل خرماهی در جابلاگی

دریافت فایرفاکس

سریعترین، امنترین و بهترین مرورگر اینترنت

RSS 2.0