گربه سیاهه حیایش از تو بیشتر است.
ماست بستنی دیگر چه کوفتی است؟ رویش آب بخوری، میشود دوغ بستنی؟!
ته تاکسی (آن هم از نوع ون) سوار میشود و اول همه هم میخواهد پیاده شود. گاو!
مرتیکه، قسم میخوری برای کی؟
هوشنگ تماس گرفت (البته سلام رساند) و گفت که به همسایهشان هم فحش بدهم. فحش به همسایهی هوشنگ اینا.
پشمالوی دهن کج قراضه، تو را چه به مجریگری؟
دلم میخواهد بازی کنم. به تو چه، قورباغه؟
گوسالهی دو روزه (نازی) هم از تو بیشتر میفهمد.
پاستیل با طعم نوشابه؟؟؟ خود نوشابه مگر چه طعمی دارد؟
نرّه خر، کی به تو گفته که صدای قشنگی داری که عر میزنی؟
پفیوز! (همین جوری)
گلابی، از چیزی که بلد نیستی، خالی میبندی؟ بده مادرت کمپوتت را درست کند، مبادا خراب شوی!
آفتابه، از کدام ده آمدهای که تویش چراغ قرمز نداشته؟
آخر خیر سرت تو هم بازیگری؟ گوسفند!
اِ اِ اِ اِ! مرتیکهی مادربهخطا!!!
××××××
پانوشت ۱: آخـــــــــــــــــیــش.
پانوشت ۲: روی دلم مانده بود. شرمنده.
پانوشت ۳: این آخری غلیظ شد. البته غلیظتر هم جا داشت که دیگر رویم نشد بنویسم. اصلا حدس نزن که با کی بودم. دِ میگویم حدس نزن!